×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  چهارشنبه - ۲۴ مهر - ۱۳۹۸  
it is true
true
false

#روی_خط_سیل
#خاطرات_مهندس_علیرضا_سعیدی
#سیل_بزرگ_فروردین_نودوهشت
قسمت دوم
#خادمان_گمنام

مکی شمخانی شهردار دارخوین

هفته آخر حضور سی و سه روزه ما در مناطق سیل زده بدنبال بازدید از اردوگاه های اسکان اضطراری و تامین نیازهایی آن بودیم، شنیدیم که تعداد قابل توجهی از اردوگاه ها در شهر دارخوین قرار دارد، چرا که روستاهای پیرامون شهر زیر آب رفته و مردم به شهر پناه برده اند، اما رسیدن به شهر بخاطر قطع راه ارتباطی مقدور نیست، بخشی از راه ارتباطی اهواز به دارخوین حدود چهار کیلومتر زیر آب است و فقط ماشین‌های شاسی بلند قادر به عبور هستند، ماشینها را از بسته های بهداشتی و شیر خشک و پشه بند پر کردیم و براه افتادیم، همانطور که گفته بودند راه را آب گرفته بود و جاده از میان دریایی از آب میگذشت، به شهر که رسیدیم خدا را شکر جو آرام بود از قبل تلفنی با شهردار هماهنگ کرده بودیم و تا رسیدیم، برادر شهر دار منتظرمان بود اردوگاه ها را بازدید کردیم و نیاز سنجی کردیم و به اصرار برادر شهردار آقا توفیق به خانه پدری شهردار رفتیم و نهار مهمان آنها بودیم اما از شهردار خبری نبود سه روز در شهر سرگرم کار بودیم اما شهردار را ندیدیم، پرسیدیم پس این شهردار کجاست گفتند به ندرت به خانه می آید درگیر کار است
پیگیر که شدیم متوجه شدیم
شهردار شبانه روز روی سیل بندهایی شهر همچون فرمانده آی که از شهرش دفاع میکند حضور دارد تا خدای نکرده سیل بند از جایی نشکند و مابین این بازدید ها هم به هزار ها کار و تلفن و هماهنگی هم میپردازد روز آخر حضورمان بالاخره فرصتی شد تا شهردار را حضورا ببینیم، از اوضاع شهر پرسیدیم از سیل بندی که از شهر دفاع میکند و از آنهایی که آمدند و فقط عکس گرفتند و رفتن و آنهایی که حتی نیامدند
اما شهردار فقط لبخند زد و.گفت، کم لطفی زیاد بود اما مهم این است که شهر زیر آب نرفت و من شرمنده همشهری هایم نشدم
هفته ها است که شهردار و خواهران و برادرانش همچون یک تیم قوی سرگرم خدمت و پر کردن خلا ها و رفع مشکلات هستند، بی منت، بی تبلیغ
با هم راه افتادیم در اردوگاه ها، ارتباطش با مردم عالی بود و بی توجه از هیچ حرفی نمیگذشت، صبور و آرام حتی به دلخوری های مردم از سایر ارگانها و نبود غذا و صابون و… گوش میداد و زیر لب میگفت شرمنده ام

یاد شهید باکری افتادم و داستان سیل و آن پیرزن که شهردار را نمیشناخت و باکری را دعا میکند و شهردار را لعن

ایکاش همه شهردارهایمان مکی شمخانی بودند
شهردار شایسته دارخوین

#سیل_بزرگ_فروردین_نودوهشت
مهندس علیرضا سعیدی

 

 

https://t.me/joinchat/AAAAAEQHcbdTtISQ1dwADQ

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true