×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  شنبه - ۴ اسفند - ۱۳۹۷  
it is true
true
false

 

وقتی حاشیه ها از متن پر رنگ تر می شود
زلزله سر پل ذهاب در خصوص بحث کمکهای مردمی در میان زلزله های بزرگ روی داده در ایران قطعا منحصر به فرد بود ، ما همیشه در تمامی زلزله های بزرگ ایران حجم انبوهی از کمکها را داشتیم که وارد منطقه می شد و درست و نادرست در منطقه توزیع می گشت اما هیچگاه این امر از دید  جامعه ، امری عمدی و در تقابل دولت تفسیر نمی شد اما در این زلزله این امر متاسفانه خواسته و یا ناخواسته چنین مسیری را طی کرد شاید بتوان گفت تعلل در تامین نیازهای اولیه در روزهای نخست، همچون چادر های اسکان اضطراری ، نه تنها به این امر دامن زد بلکه موجب ایجاد حجم انبوهی از شایعات با هدف تخریب دولت شد ، که البته به جهت انکه هیچکس از اصل ماجرای علت تاخیر در توزیع چادر باخبر نبود و هلال احمر نیز پاسخ شفاف و قانع کننده ای به این شایعات نمیداد در نتیجه ، این مشکل اغاز موجی ازنارضایتی و جبهه گرفتن مردم منطقه نسبت به دولت شد چیزی که دولت یا ندید یا نخواست که ببیند به نحوی که این روزها از مدیریت فوق العاده دولت در زلزله سرپل ذهاب از آن یاد می کند

از سوی دیگر اصرار مردم خیر که کمکهایشان را به منطقه می اوردند بر توزیع کمکهایشان توسط خودشان، در سطح منطقه نیز اسیب های جدی را به چرخه تامین مایحتاج اضطراری مردم می زد ، به نحوی که در هفته نخست  شهر سر پل ذهاب که نخستین شهر اصلی در مسیر ورود کمکها بود بیشترین کمکها را دریافت کرد و روستاهایی که به جاده اصلی نزدیک تر بودن شانس بیشتری از سایر روستاها در دریافت کمک ها پیدا نمودند این در حالی بود که اغلب این عزیزانی که کمکها را به منطقه وارد می کردند به جهت عدم تفکیک کمکهای خود در مبدا، با توزیع نا متقارن خود موجب می شدند که حتی کمکها در یک روستا به صورت یکنواخت توزیع نشود و برخی تا چند بخاری برقی بگیرند در حالی که نفر دیگری که در ابتدا رسیدن ماشینها، کمک در یافت نموده است به جهت گرفتن اقلامی که در روی بار قرار داشته است از انچه ده دقیقه بعد توزیع می شده است بی نصیب بماند این موضوع خود به درگیری و دلخوری و حتی برخورد با توزیع کنند منجر می شد

در بحث توزیع یکی دیگر از اسیب هایی که جامعه مخاطب از ورود افراد غیر متخصص و نا اشنا به بحث توزیع کمکها می خوردند، بحث اسیب به کرامت انسانی بر اثر شیوه رفتاری توزیع کنندگان بود پرتاب کردن کمکها از بالای کامیونهای حمل کمکها ، برخورد های تبعیض امیز جنسیتی و قومی ، حرکت کردن ماشینهای کمکها و توزیع در حین حرکت و  … موجب می شد که ضمن اسیب رسیدن به غرور اسیب دیدگان از زلزله ، کرامت انسانی انها نیز دچار اسیب شود ، این مشکل با ورود افراد غیر بومی که به شیوه گدایی با ماشینهای خود بدنبال ماشینهای حمل اجناس و کمکهای مردمی که  تازه وارد منطقه می شدند و تجربه قبلی نیز ار توزیع کمکها در منطقه نداشتند، براه می افتادند تا در زمان توقف انها ، با روشهای تکدی گری و استفاده از زنان و کودکانی که برای این موضوع همراه داشتند، اقلام کمکها را از توزیع کنندگانی که با بافت منطقه فرصت اشنا شدن پبدا نکرده بودند و هر فرد نیازمندی را اسیب دیده از زلزله قلمداد می کردند دریافت کنند و از سوی دیگر این شیوه را در جامعه مخاطب به جهت نتیجه بهتری که در گرفتن کمکها داشت جا می انداختند به صورتی که هنوز بیست روز از حادثه نگذشته بود که دیگر برخی از افراد بومی نیز به چنین روشهایی برای جلب ترحم برای گرفتن کمک دست می زدند

یکی از معضلات ما در منطقه فیلمهایی بود که از سطح منطقه ضبط و در تلگرام توزیع می شد مبنی بر اینکه روستایی است که از دید مردم و مدیران مغفول مانده و هیچ کمکی دریافت نکرده است ، شخصا سه بار بابت این فیلمها از سوی دوستان عزیزم در تهران مجبور به بازدید جهت تامین نیازها شدم که متاسفانه هر سه مورد دروغ بود ، وقتی به یکی از این افراد فیلم خودش را نشان دادم و پرسیدم تو که روستایت سالم است چرا دروغ گفتی که  همه چیز تخریب شده است در پاسخم به سادگی گفت اگر دروغ نمی گفتم تو با کمک هایت اینجا می امدی؟ ما نیازمندیم شاید خانه هایمان خراب نشده باشد اما از انهایی که خانه هایشان خراب شده کمتر نیاز نداریم

این روند هر روز بدتر می شد بطوری که در روزهای اخر حضورم در سرپل ذهاب یعنی بسیت هفت روز بعد از زلزله مصاحبه ای صوتی را برای من ارسال کردند که خانمی در حال گریه داستان مرگ کودکی را بر اثر سرما در منطقه زعفران تعریف میکرد و از مردم برای واریز پول به حساب خود برای خرید کانکس کمک می خواست ، در حالی که منطقه زعفران از جمله نقاطی بود که ما روزانه حجم زیادی از کمکهایمان در این منطقه توزیع می کردیم و توسط تیمهای ارزیابی ما هر روز رصد می شد و چنین خبری در خصوص مرگ کودکی در آن حقیقت نداشت و به نظر می امد این خانم یک شیاد حرفه ای ، و پیام او برای جلب ترحم مردم برای کلاهبرداری از انها بوده است

انچه به عنوان اخرین نکته باید در انتهای این قسمت از خاطراتم اضافه کنم ، با حضور گسترده مردم در زلزله سر پل ذهاب و ورود انها به تمامی بخشهای عملیاتی ماه نخست از توزیع کمکها تا خرید کانکسها اسکان موقت و با توجه به اخبار واصله ورود سلبریتی ها و ورزشکاران و افراد سیاسی به بحث بازسازی ما در اینده شاید به لحظه ای برسیم که مردم به این نتیجه برسند که نیازی به توجه به فرامین مدیران بحران و حتی هماهنگی با انها هم ندارند و خودشان می توانند به طور مستقیم در این موضوع ورود بکنندو این خطر منتهی به کمرنگ شدن مدیریت بحران در نظر مردم و شاید بهتر بگویم بی اهمیت شدن ان میگردد

وقتی جمع کمکهای نقدی مردمی جمع شده نزد چند چهره سیاسی و ورزشی و هنری ، خود را به رخ کمکهای جمع شده توسط هلال احمر با آن پیشینه طولانی و تبلیغات همه جانبه می زند ،بزرگان و عقلای قوم بهتر است در شیوه عملکردشان در این ده سال اخیر یکبار به طور جدی تجدید نظر بکنند

 

 

 

 

 

 

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true