×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اشتباه‌های مدیریتی را هر بار تکرار نکنیم

علیرضا سعیدی .دبیرکل جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران

در حافظه تاریخی اغلب ما ایرانیان، زلزله بم یک‌نقطه بازگشت است؛ نقطه‌ای برای بازگشتن و مرورکردن، برای مقایسه‌کردن، برای درس‌گرفتن و حتی گاهی، نقطه‌ای است برای بازگشتن به آن و شرمنده شدن از تکرار اشتباهات تکراری.
وقتی در زلزله ورزقان، مدیر عالی‌رتبه وقت استان از عادی بودن اوضاع پس از زلزله و روی ندادن هیچ حادثه مهمی در حضور رسانه‌های جمعی سخن گفت، انگار اتفاقات زلزله بم بود که تکرار می‌شد و نیروهای پیشتاز هلال‌احمر به جای اعزام به سوی بم، راهی جازموریان می‌شدند چرا که مدیران ما هنوز درگیر شناسایی منطقه آسیب‌دیده بودند و برآورد خسارت‌های اولیه. وقتی در زلزله مورموری، آمارهای رسمی تعداد خانوارهای آسیب‌دیده، سه روز بعد از حادثه از زبان سه مدیرمسوول با تفاوت‌های فاحش اعلام می‌شود، انگار زلزله بم را باز تکرار می‌کنیم که هنوز هم هیچ‌کس آمار قطعی تعداد متوفیان آن را نمی‌داند و بازار شایعه و آمارهای دروغین آن، بیشتر مورد وثوق و توجه است تا آمارهای رسمی. وقتی در زلزله ورزقان پس از سه‌روز، برای ٢٤هزارخانواده که خانه‌هایشان بیش از ٣٠درصد آسیب‌دیده بود، تنها چهارهزارتخته چادر توزیع می‌شود، انگار بم را مرور می‌کنیم که مردم برای گرفتن چادر، تا دوهفته بعد از حادثه هم دربه‌در انبارها بودند. مدیران بحران ما هنوز هم تامین نیازهای اضطراری روستاهای دور از جاده اصلی‌مان را پس از یک‌هفته به یاد می‌آورند و همچون روستای حتکن در زلزله داهوییه، روستای آب انارمان در زلزله مورموری ایلام را هم دیر درمی‌یابیم.
این همه سمینار و کنفرانس و کارگاه آموزشی، باز هم ما چادرهایمان را اشتباه نصب می‌کنیم و پس از هر بارش باران، زندگی حادثه‌دیدگان را غرق آب می‌بینیم و بعد از هر تندباد، شاهد کنده‌شدن چادر و بی‌سرپناهی مادری و بچه‌های یتیمش هستیم، چرا که هنوز هم پس از زلزله، چادرهای اسکان اضطراریمان را به خود مردم می‌دهیم تا خودشان نصب کنند، زیرا مدیران بحران ما قادر به تامین نیروی متخصص برای نصب چادر حادثه‌دیدگان نیستند. ما هنوز بعد از ١٠سال، نمی‌دانیم مسوولیت تامین سرویس‌های بهداشتی در منطقه حادثه‌دیده برعهده کیست و در زلزله ورزقان شاهد ورود هلال‌احمر در بحث تامین سرویس‌های بهداشتی هستیم. سازمانی که در شرح وظایفش، ساخت، نصب و راه‌اندازی سرویس‌های بهداشتی جایی ندارد.
ما هنوز نمی‌دانیم که مسوولیت بیرون آوردن لوازم خانه‌ها بر عهده کیست؟ در حالی‌که تعداد مجروحان ما بعد از زلزله و فروریختن آوارهای نیمه‌فروریخته بر اثر پس‌لرزه‌ها، روزبه‌روز و زلزله‌به‌زلزله افزایش می‌یابد؟
١١سال از زلزله بم می‌گذرد، اما ما هنوز درگیر شیوه تعامل با تشکل‌های غیردولتی در کمک‌رسانی در زمان حادثه‌ هستیم. هنوز یاد نگرفته‌ایم چگونه از این پتانسیل مثبت بهره بگیریم و هنوز هم ورود تشکل‌های غیردولتی را به صحنه حادثه، نه یک فرصت، که یک تهدید برای مدیریت خود ارزیابی می‌کنیم و در این میان، بی‌برنامه‌‌بودنمان به رفتارهایی منجر می‌شود که نه‌تنها موجب حفظ ارزش‌ها و ثبات امنیت جامعه نمی‌شود که دستاویز تبلیغات ضد انقلاب و گزارش‌نویسان مغرض است.
نوشتن از تکرار خطاهایمان را وقتی ارزشمند می‌بینم که موجب عدم تکرار آن شود و این محقق نمی‌شود مگر اینکه یاد بگیریم که چگونه مستندسازی کرده و از عملکردمان به دور از خودشیفتگی و دیگرفریبی، درس بگیریم. متاسفانه چنین کاری این‌روزها بسیار سخت است و جامعه مدیریتی ما از نقدها، به‌شدت گریزان و گزارش‌ها سراسر پر از تملق و تایید است، اما تا زمانی که ناظران ما از نوشتن نقایص و مشکلات حذر داشته باشند، این در همواره بر همین پاشنه خواهد چرخید و داستان ما و خطاهای مدیریتی‌مان، در بحث مدیریت بحران تکرار مکررات خواهد بود

مهندس علیرضا سعیدی